الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
34
الغدير ( فارسي )
و بعضى گفتهاند : كه همه اينها تصريح خود عمر است بر اين و علَّت نهى كردن او هم از آن گفته اوست ، من ميترسم كه مردم با زنها عروسى كنند زير درخت اراك ( بيد ) پس از آن بروند با آنحال حج نمايند ، و گفته او : اگر من رخصت ميدادم بايشان در متعه هر آينه عروسى ميكردند با آنها در زير سايه درخت بيد آنگاه با آنها حركت ميكردند بسوى حج ، و گفته او : خوش نداشتم كه مردم عروسى كنند با آنها در زير سايه بيد سپس بروند به حج كه از سرشان آب بچكد ( يعنى آب غسل جنابت ) . و شيخ بدر الدين عينى حنفى در عمده القارى شرح صحيح بخارى ج 4 ص 568 گويد : عياض و غير او بطور قطع گويند : متعه ايكه عمر و عثمان نهى كردند از آن فسخ و تبديل حج بعمره بوده نه عمره ايكه بعد از آن حج ميكنند گفتم : در پاسخ او برايشان ايراد مىشود آنچه كه در روايت مسلم آمده كه بعضى از طرق آن تصريح كرده ببودن آن متعه حج ، و در روايتى از او آمده ، كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عمره نمود با برخى از همسرانش در ده ى حج ، و در روايتى از مسلم است كه آنحضرت جمع كرد بين حج و عمره ، و مقصود او تمتّع ياد شده است و آن جمع بين حج و عمره است در يك سال . 1 - ه 2 - اختصاص و ويژه گى اباحه متعه بصحابه پيامبر در عمره ايشان با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فقط ، نسبت داده شده اين گفته بعثمان و صحابى بزرگوار ابى ذر غفارى و بر اين اشكال مىشود چنانچه در زاد المعاد ابن قيّم ج 1 ص 213 است كه اين آثار و اخباريكه دلالت مىكند بر اختصاص اباحه متعه بصحابه مردد بين دو